|
عرفان- شعر-عشق- دختر- پسر-زن-مرد- قرآن - عکس - ONLY PERSIAN GULF جزایر سه گانه مال ایرانه
|

دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین، ده روز پس از انتشار خبر ِ عقیم كردن سیستماتیك زنان در این فرقه و افشای جزییاتی از چگونگی در آوردن رحم زنان محصور در اردوگاه اشرف، در یك نمایش رقتآور، با به صحنه آوردن چند زن و كوشش بینتیجه برای اعترافگیری از آنان بهمنظور القای حس رضایت آنان در اردوگاه اشرف، عملاً واكنشی حقیرانه به این خبر مهم انجام داد. يك عضو جداشده از منافقين مستقر در عراق تشريح كرد جزييات تازه از عقيم سازي زنان عضو فرقه رجوي براي ارتقاي سازماني . . خبرگزاری فارس، عراق، هجدهم اکتبر 2008 خبرگزاري فارس: يك عضو جداشده از منافقين مستقر در عراق گفت: سازمان منافقين در برنامهاي حساب شده اقدام به جراحي رحم زنان تحت عناوين مختلف ميكنند و زني كه اين عمل را انجام دهد به مرحله رسيدن به قلهآرماني ارتقاء ميدهند و تاكنون اقدام به عقيم كردن 150 زن كردهاند. بتول سلطاني (43ساله) كه 20 سال سابقه همكاري و عضويت در سازمان منافقين را دارد و به صورت حرفهاي در عراق، انگلستان و فرانسه فعاليت كرده و تا رده تشكيلاتي شوراي رهبري آن ارتقاء يافته است در نشستي مطبوعاتي با خبرنگاران خارجي مقيم عراق به سوالات نمايندگان رسانههاي گروهي و خبرنگار فارس در بغداد پاسخ داد. سلطاني در پاسخ به سوالي در مورد نحوه ارتقاي وي به مدارج بالاي سازمان، گفت: شاخصهاي رشد در تشكيلات سابقه آرمانگرايي و آزاديخواهي نيست، اتفاقا اكثر اوقات اينگونه فاكتورها به ضد خودش تبديل ميشود. شاخص ارتقاي در تشكيلات مجاهدين به تبعيت از مناسبات و اثبات حل شدگي در رهبري تشكيلات خلاصه ميشود. زماني كه براي هميشه از همسرم طلاق گرفتم، فرزندان خردسال خود را رها كردم و در تمامي نشستهاي ايدئولوژيك اثبات كردم كه از انقلاب مسعود و مريم عبور كردهام، عضويت در شوراي رهبري (بالاترين رده تشكيلاتي) به من ابلاغ شد. -------- در همین رابطه: جلسه پارلمان اروپا حول محور "سازمان مجاهدین خلق/ شورای ملی مقاومت و فعاللیت های آنان" سخنان افراد نجات یافته ای که به تازگی از کمپ اشرف به اروپا رسیده اند مورد توجه ویژه نمایندگان پارلمان اروپا قرار گرفت . ... خانم ابراهیمی توضیح داد که کار دیگری که برای کشتن هر گونه امید در دل زنان انجام می شود خارج کردن رحم زنان با عمل جراحی است که این عمل به بهانه های مختلف در مورد زنان انجام می گیرد و تا بحال رحم بیش از ده در صد از زنان را خارج کرده اند. وی توضیح داد که آنها قصد چنین عملی را روی وی داشته اند ولی خانم ابراهیمی موفق به فرار می گردد ... گزارشی از پارلمان اروپا، نهم سپتامبر 2008 لینک به متن اصل (انگلیسی) - خانم آن سینگلتون عضو سابق سازمان مجاهدین خلق خانم انجلیکا بیر، ریاست هیئت روابط پارلمان اروپا با ایران (حزب سبزها) جلسه را با توضیحاتی در مورد سازمان مجاهدین خلق و فعالیت های آن در مقطع کنونی آغاز نمود. سپس خانم سینگلتون با تاکید بر این واقعیت که سازمان مجاهدین قادر به دوری گزیدن از خشونت در جهت رسیدن به اهدافش نمی باشد، به تشریح چگونگی و چرایی این بن بست استراتژیکی سازمان مجاهدین خلق پرداخت. وی تاکید نمود که با وجود اشراف به این واقعیت باید پذیرفت که سازمان مجاهدین در حال حاضر ربط بسیار کمی به صحنه سیاسی ایران دارد ولی از طرف دیگر بخاطر ماهیت فرقه ای آن می تواند خطری جدی بخصوص در رابطه با اعمال خرابکارانه اش در روند دموکراتیک در پارلمانهای کشورهای غربی باشد. این فعالیت های خطرناک فرقه مجاهدین خلق در پارلمانهای کشورهای غربی طبعا می تواند در مقاطعی به صورت فعالیت های جنایی نیز عمل کند که مسئولین باید با دقت بیشتری مواظب آن باشند. آیا سازمان مجاهدین خلق واقعا توان و امکان برآوردن چنین هدفی را دارد یا خیر؟ و آیا آنچه درون جعبه قرار دارد با آنچه در روی آن نوشته تطابق دارد یا خیر؟ خانم سینگلتون توضیح داد که سازمان مجاهدین خلق بعد از آخرین و بزرگترین حمله جدی اش در سال 1988 (که منجر به شکست شدید سازمان گردید) نتوانسته است حرکتی جدی در راستای این هدفش به نمایش بگذارد. از طرف دیگر وی از هیئت پارلمانی خواست تا این نظریه و احتمال را هم در نظر بگیرند که حتی اگر قبول کنند که سازمان مجاهدین خلق خطوط قبلی را رها نموده و اکنون بدنبال رسیدن به اهدافش با روش های سیاسی است ولی در این شکل نیز سازمان مجاهدین ممکن است دیگر صلاحیت کافی برای ادامه حضور سیاسی اش را نداشته باشد و این نیز نیازمند بررسی جدی است. وی از هیئت تقاضا نمود تا در این رابطه مدارک و شهادت افرادی را که تازه از کمپ اشرف به اروپا رسیده اند را مورد بررسی قرار داده و به سخنان این افراد که در جلسه حضور دارند گوش فرا دهند. خانم سینگلتون توضیح داد که مردم ایران – همانطور که افرادی از هیئت که از ایران دیدار کرده اند بخوبی می دانند – به هیچ وجه منتظر ننشسته اند تا سازمان مجاهدین خلق برای نجات آنها از خارج اقدام کند. آنها خود کاملا توانایی مخالفت و مقابله با دولت خودشان را دارند. زنان ایرانی منتظر ننشسته اند تا توسط مریم رجوی به فمنیسم خود ساخته اش دعوت شوند. مریم رجوی ای که بنابر گفته خانم بتول سلطانی (عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق) بیشترین نقض حقوق بشرش در مورد زنان صورت گرفته است. خانم سینگلتون همچنین به تشریح وضعیت کنونی سازمان مجاهدین خلق در عراق و وضعیت کمپ اشرف و مراکز فرماندهی مجاهدین پرداخت و توضیح داد که تسلیم قرارگاه از کنترل نیروهای امریکایی به نیروهای عراق امروز تکمیل گردید. وی توضیح داد که مقامات دولت عراق بشدت از مطبوعات غربی بخاطر پخش اخبار مجعول ارائه شده توسط پشتیبانان مجاهدین که میخواهند نظریه "کشتار مجاهدین در صورت ترک نیروهای امریکایی" را القا نمایند ناراحت شده و این را توهینی به ملت عراق می دانند. البته و در نقطه مقابل افراد داخل کمپ با بحران حقوق بشری دیگری مواجه هستند چرا که آنها از اولیه ترین حقوق انسانی خود محروم مانده اند و بخصوص حق تماس با ملاقاتی و افراد خانواده مدت های مدیدی است که از این افراد دریغ شده است. اخباری بدست رسیده که نیروهای امریکایی حدود سیصد تن از بازداشتی های کمپ اشرف را با خود برده و بقیه را به حال خود رها کرده اند. خانم سینگلتون افزود که اگر این حقیقت داشته باشد، باید سه هزار نفر باقی مانده در کمپ را نه اعضای مجاهدین که اعضای سابق و نجات یافتگان از فرقه به شمار آورد. وی خواستار آن شد که این افراد جدا شده از سازمان مجاهدین به کشورهای اروپایی منتقل گردند. خانم سینگلتون نهایتا یک پیشنهاد و راه حل در مقابل هیئت پارلمانی قرار داد تا به بحران کمپ اشرف عراق پایان داده شود. وی درخواست نمود تا سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی اتحادیه اروپا خارج شود تا راه برای آزادی و آوردن سه هزار و سیصد نفر باقی مانده از این کمپ به کشورهای اروپایی هموار گردد. وی در خواست نمود که اتحادیه اروپا باید همزمان و هم جهت با خروج نام این گروه از لیست تروریسی با این انتقال از عراق به اروپا نیز موافقت نماید. انتقال این افراد به اروپا شرایط مناسبی را ایجاد خواهد نمود تا بتوان کمک های لازم در زمینه های جسمی و روحی به این افراد گرفتار را در کشورهای اروپایی فراهم نمود. وی در پایان خاطر نشان نمود که البته ادامه حمایت از سران سازمان مجاهدین خلق به این معنی است که پارلمان اروپا قبول نموده تا یک فرقه خطرناک از داخل در مناسبات دموکراتیک پارلمانی دخالت مستقیم داشته باشد. خانم بیر با تشکر از خانم سینگلتون از سه نفر اعضای سابق تازه رسیده خواست تا توضیحات خود را بیان نمایند خانم نسرین ابراهیمی به هیئت پارلمانی توضیح داد که وی در سن شانزه سالگی به کمپ اشرف رفته و همان وقت متوجه شده و خواستار خارج شدن شده بود ولی بمدت ده سال بعد از آن را بعنوان اسیر در پادگان اشرف به سر برده است. وی توضیحاتی در مورد وضعیت اسفناک زنان در قرارگاه داد و گفت که نه تنها سازمان به زنان اجازه ازدواج نمی دهد که آنها مجبور هستند تا ساعات مدید و بشدت زیر آفتاب بصورت طاقت فرسا کار یدی نماید و یکی از دلایل این اجبار این است که بدن و صورت آنها از قیافه بیفتد و چهره و بدن آنها زیبا جلوه نکند. این بدین منظور انجام می گیرد که زنان دیگر به این مسئله فکر نکنند که می توانند علاقه مردی را به خود جذب کنند. خانم ابراهیمی توضیح داد که کار دیگری که برای کشتن هر گونه امید در دل زنان انجام می شود خارج کردن رحم زنان با عمل جراحی است که این عمل به بهانه های مختلف در مورد زنان انجام می گیرد و تا بحال رحم بیش از ده در صد از زنان را خارج کرده اند. وی توضیح داد که آنها قصد چنین عملی را روی وی داشته اند ولی خانم ابراهیمی موفق به فرار می گردد. وی از هیئت پارلمانی تقاضا نمود تا متخصصین و پزشکانی را برای تحقیق در این زمینه به کمپ اشرف بفرستند. وی همچنین توضیح داد که سران سازمان به وی گفته بودند که در صورتی که کمپ را ترک کرده به ارتش امریکا پناهنده شود، سربازان امریکایی به وی تجاوز خواهند کرد. وی گفت که همین مسئله باعث شد تا من دو سال دیگر نیز بعد از ورود ارتش امریکا به عراق نتوانم خود را از این کمپ خلاص کنم. خانم ابراهیمی گفت که وی آقای پائولو کازاکا (نفر مجاهدین در پارلمان اروپا و نماینده ای از پرتقال) را در زمان دیدارش از کمپ اشرف دیدم ولی ما حق نزدیک شدن به وی را به هیچ وجه نداشتیم و نمی توانستیم با وی صحبت کنیم. وی افزود "در صورتی که محلی برای رفتن یافت شود، نود و نه در صد گرفتاران قرارگاه اشرف این محل را ترک خواهند کرد". آقای حمید سیاه منصوری خطاب به هیئت نمایندگی پارلمان اروپا گفت که وی بیش از بیست و پنج سال با سازمان مجاهدین خلق بوده است. وی از رفتن خود از کانادا به عراق سخن گفت و تشریح کرد که با وجود تحصیلات عالی و موقعیت شغلی و زندگی مناسبی که داشت تمام این ها را بخاطر رفتن به عراق در سالهای 1980 رها نمود. وی توضیحاتی در مورد نقطه نظرات سازمان مجاهدین در مورد خانواده داد و گفت که هیچ کس در کمپ اجازه تماس با خانواده خود را ندارد که البته این بجز موارد مشخصی است که دستور داده می شود تا با تماس با خانواده از آنها پول گرفته شود. وی گفت که مجاهدین به خانواده او اطلاع داده بودند که وی مرده است. آنها که پنج سال پیش و بعد از ورود نیروهای امریکایی به عراق آمده بودند با این پاسخ مجاهدین روبرو شدند که وی مرده است. آقای حمید سیاه منصوری گفت که وی یک هفته پیش وارد خاک اروپا شده است و از آنجایی که تمامی رد های خانواده اش را از دست داده در حال حاضر اولین اولیت کاری اش یافتن رد خانواده و تماس با آنها است. خانم بیر از هیئت خواست تا سوالات احتمالی خود را مطرح نمایند. یک عضو هیئت مطرح نمود که منبع مالی و پشیبانان مالی سازمان مجاهدین چه کسانی هستند که با تکیه بر آن می توانند چنین برنامه های پرخرج تبیغاتی ای را دنبال کنند؟ و دیگری سوال کرد که آیا می توان بیشتر و دقیق تر در مورد حمایت برخی نیروهای امریکایی از کمپ اشرف توضیح داد در صورتی که وزارت خارجه امریکا این گروه را در لیست ترویستی خود قرار داده است؟ خانم سینگلتون که به این دو سوال جواب داد خاطر نشان نمود که سازمان مجاهدین در زمان زمامداری صدام حسین مبالغ هنگفتی را از صدام دریافت می نمود و کشورهایی همچون عربستان سعودی و برخی کشورهای غربی نیز در آن زمان در پشت پرده مبالغی را می پرداختند. اکنون البته واضح است که وضعیت مالی این سازمان به شدت رو به افول است ولی این نکته نیز مشخص است که بدون تزریق مالی از مکانهای دیگر این سازمان نمی توانست به این صورت ولخرجی نماید. تنها کسانی که می توانند و باید به این سوال پاسخ دهند همان سرکردگان سازمان مجاهدین خلق هستند. خانم سینگلتون خاطر نشان نمود که بعد از پنج سال کش و قوس بین وزارت خارجه امریکا که تحلیل بسیار دقیقی از این سازمان دارد و وزارت دفاع این کشور که تحت رهبری دانلد رامزفلد اداره می گردید بالاخره و تحت تاثیر کسانی که خواستار استفاده ابزاری از این سازمان بودند، قرارگاه اشرف بمدت پنج سال توسط امریکایی ها حفاظت گردید. وی تاکید نمود که اگر چه این حفاظت باعث گردید تا صدمه ای به این افراد در اوایل جنگ وارد نگردد ولی امریکایی ها با سو استفاده و حتی نادیده گرفتن برخی از موارد کنوانسیون های ژنو به مجاهدین این اجازه را دادند تا جلوی ملاقات خانواده ها را گرفته و از خروج ناراضیان از این کمپ جلوگیری کنند. خانم بیر در این مرحله آقای محمد حسین سبحانی را معرفی نمود که قبلا در فرصت هایی با هیئت نمایندگی ملاقات و در برنامه های پارلمان شرکت نموده است. وی بطور مشخص بعد از فعالیت هایش در پارلمان اروپا توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق در پاریس مورد حمله قرار گرفته و بعد هم مجاهدین سعی ناموفقی در معرفی وی بعنوان عامل این وضعیت داشتند. آقای سبحانی که خود قربانی حملات وحشیانه حدود پنجاه تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق در پاریس بود حضار را در جریان واقعه سوقصد به خود قرار داد. پس از آن آقای هادی شمس حائری بصورت خلاصه توضیحاتی دادند که در جریان آن از هیئت درخواست نمودند تا کمک کنند تا وی بتواند فرزندانش را پس از هجده سال دوری ملاقات کند. وی بطور مشخص از آقای پائولو کازاکا خواست تا به همراه وی به کمپ اشرف بیاید و در زمینه ملاقات وی با فرزندانش واسطه شود و کمک کند. در پایان جلسه خانم بیر با تشکر از سخنرانان و شرکت کنندگان دستاورد های این جلسه را ارزشمند توصیف نمود و احتمال داد که با توجه به وضعیت سیال کمپ اشرف در عراق این جلسات در آینده نزدیکی تکرار گردند. بعد از جلسه برخی از افراد خواستار صحبت با افراد شرکت کننده شدند. بخصوص همه علاقه مند به صحبت با سه نفری بودند که به تازگی از عراق به اروپا رسیده اند. ساختمان پارلمان اروپا، نهم سپتامبر 2008
باند خاین رجوی كه هیچگاه در طول چهار دهه حیات ننگین خود یك رویكرد اصولی و منطقی در قبال انتقاداتی كه نسبت به روشها و سیاستهایش میشود نداشته است، همواره كوشیده است با این قبیل نمایشات فرمالیستی و تحمیقگرایانه، با روشهای روانی و شستوشوی مغزی پاسخی به سمپاتها و اطرافیان این گروه كه دربارهی مسایل مطروحه و از جمله اخبار اخیر مسألهدار شدهاند، بدهد.
ارگان ماهوارهای مجاهدین در برنامهای با عنوان بر بال سیمرغ كه همزمان با سالگرد انتصاب مریم رجوی به ریاستجمهوری مجاهدین از سوی مسعود رجوی پخش میشد، 5 زن را كه طی ده سال گذشته به اردوگاه اشرف منتقل شدهاند نشان داد كه یک سری حركتهای پیشپا افتادهی رزمی انجام میدهند و آنها را با عنوان گروه رزمی زنان ارتش آزادیبخش معرفی كرد.
البته برای مجاهدین كه زن در دستگاه آنها صرفاً ابزار پیشبرد دستورات رهبری و یك ماشین جهت پیشبرد امور تشكیلاتی میباشد، ممكن است این قبیل حركات ناشیانه و شكلی، خیلی اعتبار داشته و حیرتانگیز باشد، اما در مقایسه با زنان ایرانی كه پیشرفتهترین كلاسهای رزمی و دفاع شخصی را دارند و بانوان كاتاكار ِ ایرانی كه در مسابقات جهانی ارزندهترین مدالها را بهدست آوردهاند و حتی به المپیك چین راه یافتند، محلی از اعراب ندارد.
20 سال پس از آنكه رجوی هیاهوی بیخود و بیمحتوایی را بر سر آزادی زن و احقاق حقوق زنان بهراه انداخت نتیجهاش این شده كه 5 زن در این اردوگاه - آنهم زیر دید دوربینها و فقط بهجهت نمایش و نه سلامتی خود آنها - اجازه یافتهاند لباس رزمی بپوشند و شكلك در بیاورند!
اما جار و جنجال رجوی بر سر انقلاب ایدیولوژیك، به استعمار بیشتر زنان در این فرقهی ضدانسانی بدل شده است و عملاً زنها همان عروسك خیمهشببازی كه از قدیم در این تشكیلات مرسوم بوده است میباشند.
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8707260338
وي در ابتداي اين برنامه طي سخناني به نحوه عضويت در سازمان پرداخت و گفت: نقطه وصل من به منافقين را بايستي در شرايط آن روزگاران ديد كه هر نوجواني قصد داشت به نحوي خودنمايي كند، آنهايي كه درسخوان بودند از منظر علمي، آنهايي كه صورت زيبايي داشتند، به نوعي ديگر و عدهاي نيز با زدن ساز مخالف ابراز وجود ميكردند، من جزو دسته سوم بودم. حفرهها و خلاءهاي شخصيام مرا به سياست وارد نمود و به مجاهدين پيوستم و در سال 1365 از كشور خارج و به عراق آمدم.
سلطاني در پاسخ به سوال خبرنگار فارس در عراق در مورد دليل جدايي از همسر و فرزندان خردسالش، گفت: اين سئوال يك جواب كوتاه دارد، من به طور كامل در "فرقه مجاهدين" ذوب شده بودم اما اگر بخواهيد به علت اين پديده برسيد، ميتوانيد آن را در مرامنامههاي تمامي فرقهها جستجو كنيد تا جواب خود را مطابق متدلوژي تمامي فرقهها بيابيد.
وي در توضيح سخنان خود افزود: هر حزب، گروه و سازماني يك مانيفست و اساسنامهاي دارد كه اعضاي جديدالورود با مطالعه و انطباق ديدگاههاي خود با آن، خواهان عضويت در آن سازمان ميشوند و دو طرف متعهد به انجام آن ميباشند، حال فرض كنيد مانيفست و برنامه مجاهدين خلق به عنوان يك "سازمان" منتشر شود و به صراحت در آن نوشته شده باشد كه در بدو ورود به سازمان بايستي از همسر خويش طلاق بگيري؛ فرزندانت را فراموش كني، در عمليات جاري روزانه (دادگاههاي تفتيش عقايد) شركت كني، غسل روزانه (پاك كردن گناهان از طريق اعتراف كتبي و شفاهي) انجام داده، خواب خود را به مسئول تشكيلاتيات گزارش كني، به اقوام و خانواده خود فكر نكني، خود را همسر رهبر تشكيلات و محرم او بداني و با عقيم كردن خود اثبات نمايي كه به "قـلهرهايي" رسيدهاي و ... . آيا كسي بعد از خواندن اين اساسنامه وارد سازمان مجاهدين خلق خواهد شد؟ هرگز!
سلطاني در ادامه با اشاره به اينكه سازمان نيروهاي خود را از طريق شعارهاي پرطمطراق و فريبنده وارد مناسباتي ميكند كه به تدريج فرد را از خودبيگانه ميكند، افزود: سازمان مجاهدين آزمايشگاهي ايزوله است كه در آن اعضاء مغزشويي ميشوند و فرد به دام افتاده را طي يك پروسه زماني به نقطهاي ميرسانند كه با اشتياق حاضر شود كه همين اعمال را انجام دهد.
عضو سابق منافقين با اشاره به عقيم كردن زنها از سوي مجاهدين، گفت: قاعده تمامي فرقهها است كه هرنوع وابستگي به بيرون از مناسبات بايستي قـيـچـي شود؛ طلاق همسر، جداسازي كودكان، عدم تماس با خانواده و شركت در تمامي مراحل انقلاب ايدئولوژيك.
وي افزود: فرد انقلاب كرده بايد خود را به قله برساند كه فتح اين قله در سازمان براي زنان با جراحي رحم عيني ميشود، اين حركت در واقع آخرين ميخ را برتابوت عاطفه فرد فرو ميبرد تا عنصر تكامل يافته دستگاه ايدئولوژيك رجويها، به بياميدي كامل رسيده و در نتيجه براي هميشه در تشكيلات رها گردد.
وي با يادآوري يكي از نشستهاي شوراي رهبري سازمان مجاهدين، تصريح كرد: در اين جلسه به نفيسه بادامچي (تنها دكتري كه در رده شوراي رهبري عضويت داشت) توسط مسعود رجوي ابلاغ شد كه اولين و مهمترين مسئوليت او برداشتن رحم زنان است و بابت بالا رفتن آمار اين زنان امتياز از شخص مسعود (رجوي) ميگرفت. در سازمان به جراحي رحم بالا رفتن از قله اطلاق ميشود. مثلا در جلسات سازمان مسعود و مريم از نفيسه بادامچي سوال ميكردند تاكنون چند زن به نوك قله رسيده؟ و چند زن در نوبت هستند؟
عضو سابق شوراي رهبري سازمان مجاهدين خلق در ادامه خاطر نشان كرد: در يك نشست، استدلالهاي زيادي حول اين كار مطرح گرديد و نهايتا عنوان شد كه زدودن آثار جنسيت حتي فيزيكي هم الزامي است. حتي بعضي از اين خانمها نميدانستند كه چه عملي روي آنها انجام ميدهند و به اين عمل «امداد» ميگويند، آنها فكر ميكردند كه مريض هستند يا اينگونه توسط پزشكان به آنها القاء ميشد كه به خاطر سلامتي وي ناچار است چنين عملي انجام دهد.
وي در ادامه افزود: به خانمهايي كه به هر دليل به پزشك مراجعه ميكردند مشكلات آنها را حاد جلوه ميدادند و نشان مي دادند كه از ريل طبيعي خارج شده تا از اين طريق زمينه لازم براي جراحي فراهم آيد و به اين ترتيب در پشت صحنه اين كار، دكتر (نفيسه بادامچي) جايزه ميگرفت و البته وظيفه توجيه پرسنل امداد يا پرستاران نيز .بهعهده وي بود؛ تا زماني كه من در فرقه رجوي حضور داشتم، ميدانم كه بيش از 150 نفر از خانمها تحت عمل قرار گرفته بودند.
بتول سلطاني با اشاره به اينكه "تئوريسين اين طرح ضد انساني؛ مسعود رجوي بود، تاكيد كرد: مسئوليت مستقيم اين پروژه به عهده مريم رجوي و خانمها كبري طهماسبي (هاجر) و زهره بنيجمالي از اعضاي ارشد شوراي ملي مقاومت، از فرماندهان ارتش آزاديبخش و عضو عاليرتبه مجاهدين خلق بود.
اين مقام مسؤل در پادگان اشرف در پايان اين گفتگو خاطر نشان كرد: خانم نسرين ابراهيمي (مشهور به بتول) كه به تازگي از اسارت مجاهدين نجات پيدا كرده و خود را به فرانسه رسانده است، مدتي پيش در پارلمان اروپا موضوع عقيم كردن زنان از سوي مجاهدين را مطرح كرده و هم اكنون توجه نهادهاي حقوق بشري را به اقدامات ضد حقوق بشري اين سازمان جلب كرده است.
http://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5136
http://iran-interlink.org/?mod=view&id=5091
روز سه شنبه نهم سپتامبر 2008 چلسه ای در پارلمان اروپا توسط هیئت روابط ایران و پارلمان اروپا برگزار گردید. هدف و توجه این جلسه معطوف به "بحث پیرامون سازمان مجاهدین خلق/ شورای ملی مقاومت و فعالیت های آن" بود که ازجمله دعوت شدگان:
- نماینده شورای ملی مقاومت (که دعوت برای حضور در بحث را رد کرد)
- سه نفر از افراد گرفتار در کمپ اشرف که در هفته های قبل خود را از عراق به اروپا رسانده اند: خانم نسرین ابراهیمی، آقای حسن پیرانسر و آقای حمید سیاه منصوری.
- آقایان کریم حقی، محمد حسین سبحانی، هادی شمس حائری و آقای علی قشقاوی که در همراهی با دوستان تازه رسیده به اروپا در این اجلاس شرکت نمودند 
با قبول این واقعیت که سازمان مجاهدین خلق عملا مدعی دفاع از سیاست "تغییر خشونت آمیز رژیم ایران" می باشد و این دفاع در برخی محافل می تواند جالب توجه باشد، خانم سینگلتون از هیئت پارلمانی خواست تا بررسی مشخصی را انجام دهند تا ببیند: 


فلسفه ی ویتگنشتاین:
ویتگنشتاین از جمله کسانی بود که به مدت نیم قرن و دوبار پیاپی، که هنوز هم تاثیراتش ادامه دارد، در حیطه زبان فلسفه و زبان معرفت شناسی تاثیر گذار بود؛ ویتگنشتاین اول با کتاب رساله منطقیـ فلسفی که به تراکتاتوس معروف است و ویتگنشتاین دوم متاخر با کتاب پژوهشها فلسفی. اگرچه ویتگنشتاین در هر دوره به مسائل مربوط به زبان پرداخت اما نظر و رویکرد وی در دو دوره کاملا متفاوت و اغلب متضاد بود.
مگگین در کتاب خود، همانند هکر و بر خلاف نظر کریپکی، معتقد است که ویتگنشتاین "فلسفه را به مثابه درمان" تلقی میکند و وظیفه فیلسوف را درمانگری و نه نظریه پردازی میداند. چرا که مسائل فلسفی وقتی ایجاد میشوند که زبان به تعطیلات رفته باشد. به عبارت دیگر، وقتی از زبان متعارف که به نظر ویتگنشتاین اگر با آن سخن بگوییم و به درستی قواعد آن را پیروی کنیم، دچار اشتباه نخواهیم شد، به طور نادرست استفاده شود، مسائل فلسفی به وجود میآید. یعنی مسائل فلسفی مولود عدم استعمال صحیح زبان هستند و فيلسوف، به عنوان درمانگر، كه به استعمال صحيح زبان متعارف توجه دارد، میبایست به کسانی که دچار مسائل فلسفی میشوند، به مرور زمان، استعمال صحیح زبان را نشان دهد و آنها را عادت دهد تا تلاش کنند که دچار سوء تفاهمات نشوند.
مگگین میگوید: "توصیف مشهور ویتگنشتاین از فرآیند بالا و "درمان" یا "معالجه یک بیماری" است. این توصیف به چند دلیل مناسب است: اول از همه، حاکی از این ایده است که گرایش ما به ایجاد توضیحات ]نظریات[ یا مدلها، به نحوی خود مانع پیشرفت ماست، چیزی است که ما را نگه میدارد و مانع حرکت ما میشود. دوم آنکه، این حقیقت را به چنگ میدهد که هدف روش ویتگنشتاین، تولید نتایج معین و جدید نیست، بلکه وا داشتن ما به چنان روشی است که یا کل نحوه تفکر ما یا شیوه رویکرد ما به مسائل را تغییر دهد. مفهوم درمان بر این تاکید میکند روش ویتگنشتاین به دنبال اشتغال خواننده به فرآیند خلاقانه فعالیت بر روی خودش است؛ و نیز به این واقعیت تاکید میکند که اعتراف و تصدیق خواننده [بیمار] به اینکه ویتگنشتاین [به درستی] اشتباه فلسفی را فهمیده است، بخش مهم و حیاتی روش اوست، زیرا "ما تنها هنگامی ميتوانيم دیگری را به خاطر خطایش محکوم کنیم که او تصدیق و اعتراف کند که این واقعاً شرح حال او [نیز] است. "اگر خواننده از این نحو تفکر و این تصاویر نادرست آزاد و رها شود (که به نظر ویتگنشتاین ریشه در آشفتگی فلسفي دارد) آنگاه این خواننده، اول از همه، میبایست تصدیق کند ویتگنشتاین با "سرمنشا تفکرش" آشنا و آگاه بوده است. در نهایت، مفهوم درمان بر این اذعان میکند که این فرآیند اساسا طولانی است. درمان اساسا یک فرآیند کند و آرامی است که در آن بیمار به تدریج به فهم جدیدی از ماهیت مسائلی که برایش مشکل ایجاد میکند، نایل میشود، و به وی فرصت میدهد تا تشخیص دهد که به شیوه نادرستی به دنبال رضایت بوده است و با این تشخیص به آرامش میرسد. استفاده ویتگنشتاین از نظرات طرف مقابل ]که به صورت گفتوگو در کتاب پژوهشها نمودار است[ به وی امکان داد تا این فرآیند درمانگری را نشان دهد، نه به عنوان یکسری مشاجره میان یک درمانگر و یک بیمار، بلکه به شکل یک گفتوگوی درونی، که در آن ویتگنشتاین هم به وسوسه سوء فهمی که زبان برای ما ایجاد کرده است اذعان میکند و هم تلاش میکند تا به این سوء فهمها مقابله کند. بنابراین، نظر طرف مقابل (که هم به طور غیر مستقیم در آغاز یادداشتها معرفی شده است [مثل] "ما میخواهیم بگوییم ..."، "فرد مایل است بگوید ...." و هم بطور مستقیم از طریق استفاده از علایم نقل قول دوتایی) تمایل ما را به تبیین و تسلیم در برابر حقههایی که زبانمان ایجاد میکند، اظهار میدارد، در حالی که صدا و نظر درمانگر، علیه این تمایلات، فعالیت میکند. بوسیله بررسی نمونهها واقعی به عنوان ابزاری برای دستیابی به شیوه جدیدی از نگرش به اشیا.
و در ادامه میگوید:
اگر همه اینها درست باشد، پس مانعی نمیبایست به کتاب ویتگنشتاین با همان ساختار نظریه ابطال نظریه مقابل نگاه کنیم (مثلا نمیبایست به دنبال نظریه دقیقی درباره چگونگی بازنمایی زبان که ویتگنشتاین مخالف آن بوده است بگردیم)".
زندگی نامه ی ویتگنشتاین:
ویتگنشتاین در 1889 در وین متولد شد و در 1951در کمبریج در گذشت و در سالهای میانی به تابعیت بریتانیا درآمد. پدرش ثروتمندترین و پر قدرتترین صاحبان فولاد در اتریش بود.

ویتگنشتاین بدون شک به علت این زمینه خانوادگی و مسلما به تشویق خانواده، به ماشین آلات علاقه شور انگیز پیدا کرد، و این امر الگوی تحصیلاتش قرار گرفت. پدر و مادرش او را به مدرسهای مخصوص آموزش ریاضیات و علوم طبیعی فرستادند. پس از آن، ویتگنشتاین دانشجوی مهندس مکانیک شد و در نوزده سالگی برای تحقیق در مهندسی هوانوردی به دانشگاه منچستر در انگلستان رفت و در آنجا شیفته مسایل فلسفی درباره بنیاد ریاضیات شد.کتاب گرانقدر برتراند راسل، اصول ریاضیات، را خواند، و این بظاهر مانند نوعی مکاشفه برای او بود. مهندسی را رها کرد و برای خواندن منطق زیر دست راسل، به کمبریج رفت. دیری نگذشت که دست به تصنیف کارهای ابتکاری و بدیعی زد که از آن زمان تا امروز بسیاری کسان بر این نظر بودهاند که محصول نبوغ است. تنها کتاب او که در دوران حیاتش به چاپ رسيد، رساله منطقی فلسفی بود که معمولا به نام کوتاه رساله از آن یاد میشود و نخستین بار در 1921 در اتریش منتشر شد، و بعد در 1922 در انگلستان منتشر شد، و گرچه آنقدر کوتاه است که از طول یک مقاله تجاوز نمیکند، بدون تردید یکی از پر تاثیرترین آثار فلسفی در قرن بیستم بوده است. اما درست در همان سالهایی که رساله چنین نفوذ و تاثیر عظیمی کسب میکرد، خود ویتگنشتاین روز به روز از آن ناخرسندتر میشد و سر انجام به جایی رسید که معتقد شد بنیاد آن بر خطاست و، در نتیجه، فلسفه یکسره جدیدی به وجود آورد و فلسفه گذشته خود را مردود شمرد. این فلسفه دوم در حیات ویتگنشتاین فقط به دانشجویان خودش در کمبریج القا میشد و از طریق آنان به دیگران میرسيد؛ ولی پس از مرگ او بسیاری از نوشتههایش که جمع شده بود به چاپ رسید که مشتمل بر آن فلسفه نیز بود. مهمترین این نوشتهها کتابی به نام تحقیقات فلسفی بود که در 1953 انتشار پیدا کرد و کمکم دارای همان دامنه نفوذ گستردهای شد که سی سال قبل رساله شده بود.
چنین پدیدهای در تاریخ فلسفه منحصر به فرد است: یعنی فیلسوف نابغهای که دو فلسفه مختلف ایجاد کند که با یکدیگر منافات داشته باشند، و هر یک تاثیر قطعی و تعیین کننده در تمام افراد یک نسل بگذارد.
منبع: درگاه اینترنتی lifeofthought
قسم به اون کاسه های طلایی سقاخونت
این دل پر درد ما را هم خودت به کاسه ای شفا بده
به گندمی که زائرا نذر کبوترات میکنند
یک گندمی هدیه به ما فقیرای بی نوا بده
خدایا ...
امید ما را نا امید نفرما
یه نظر ... یه نظره الهی به ما بکن
خدایا دستهای رو به آسمونمونو خالی بر نگردون
امید یه همسر...
چشم گریون فرزنداش ...
به حق محمد و آل محمد ، ابراهیم آقای مهربون رو به خونوادش صحیح و سالم برگردون
از همتون میخوام برای شفای مریض عزیز ما دعا کنین
دعا کنین ابرهیم آقای مهربون ما حالش هرچی زودتر خوب بشه
الهی به آبروی فاطمه ی زهرا دستهای پر از امیدمون به سوی درگاهت دراز شده
خالی برش نگردون
آمین یا رب العالمین


شعر الهام گرفته از وبلاگ:setare-del

مجنون به میان موج خونست
لیلی به حساب کار چونست
مجنون جگری همی خراشد
لیلی نمک از که می تراشد
مجنون به خدنگ خار سفته ست
لیلی به کدام ناز خفته ست
مجنون به هزار نوحه نالد
لیلی چه نشاط می سگالد
مجنون همه داغ و درد دارد
لیلی چه بهار و ورد دارد
مجنون کمر نیاز بندد
لیلی به رخ که باز خندد
مجنون ز فراق دل رمیده ست
لیلی به چه حجت آرمیده ست
لیلی چو سماع این غزل کرد
بگریست و به گریه سنگ حل کرد
"شعر منسوب به نظامی"




برای اولین بار وبلاگ از آنجا تقدیم می کند:
دانلود کتاب لیلی و مجنون
فقط کافیه لینک زیر رو کلیک کنین :
http://worldhmd.parsaspace.com/Book/leyli%20majnoon(World-Hmd.com).zip
توجه فایل به صورت زیپ بوده و نیاز به استفاده از نرم افزار winrarدارد و ضمنا در فرمت پی دی اف است که باید از adobe reader استفاده کنید.
سلام
اول : باید بگم که من اسم وبلاگمو از شاید من بی آنها به شاید من
تغییر دادم
دوم : آپ امروزم عکسایی هست که چند وقت پیش تو اینترنت منتشر شده ولی من الان بمناسبتی که هست اونارو تو این آپم گذاشتم .
واقعا حق با کیه؟
لطفا جواب این سوال رو در ستون نظرات بنویسین.
ممنون.
***********************************
دختران اسرائيلي بر روي هديه هاي خود براي كودكان فلسطيني يادگاري مي نويسند

قتل عام قانا 2
30 July 2006
قتل عام 55 غير نظامي شامل 27 كودك





















قتل عام قانا 1
18 April, 1996
[url=http://officespam.chattablogs.com/archives/041001.html]World's Largest Manmade Hole[/url] World's Largest Manmade Hole